خط استوا
كلاس سوم يا چهارم ابتدايي بودم(دبستان قدس بجنورد)،در حالي كه معلممان داشت براي اولين بار خط استوا را درس مي داد، من و بغل دستيم مشغول صحبت وخنده هاي مخفيانه بوديم. آقا معلم مدام تكرار مي كرد: خط استوا خطيست فرضي كه مانند كمربندي....
من كه يك گوشم به درس بود و يك گوشم به حرفهاي بغل دستيم، ناگهان ديدم معلم با حالتي عصبي به سمتمان مي آيد. بلافاصله خنده ام را خوردم اما دوستم كه حواسش نبود، همچنان داشت مي خنديد. معلم، گوش او را گرفت و در حالي كه از عصبانيت رگهاي گردنش متورم شده بود گفت:
- وحداني! يا ا...بگو خط استوا كجاست؟
وحداني رنگش قرمز شده بود و چيزي يادش نمي آمد. معلم دوباره پرسيد:
- گفتم بگو خط استوا كجاست؟ بجنورده؟ تهرانه؟ مشهده؟
وحداني بلافاصله پاسخ داد: كمربندي!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:15 توسط مهرداد صدقی
|