گل آقا
گل آقا بخشي از خاطرات دوست داشتني من است. هروقت مجله گل آقا مي خريدم، آن را طوري در دستم مي گرفتم تا همه ببينند من يك گل آقا خوانم! هرچند به اقتضاي سن و سال، نيش سياسي برخي از مطالب آن را درك نمي كردم -كه به قولي، به كجا دارد مي زند- اما نشريه چنان شيرين بود كه هر ذائقه اي را مسرور مي كرد و من هم از اين قاعده مستثني نبودم. آنهايي كه آن زمان نشريه را مي خواندند محال است كاريكاتور روي جلد هر شماره و بخصوص نوازش يك باستاني كار توسط غفوري فرد-رئيس سازمان تريبت بدني آن زمان- را فراموش كرده باشند.
البته علاقه به گل آقا بسيار فراگير بود و همه اعضاي خانواده ام، نشريه گل آقا را مي خواندند. مجله دست به دست مي شد و همه از خواندن آن لذت مي برديم. اين علاقه باعث شد تا بعدها، وقتي اولين مطلبم در ماهنامه گل آقا چاپ شد، بلافاصله خبرش را به تمام اقوام، خويشان و اهل محل برسانم. ضمنا، مرحوم پدرم هم علاقه ويژه اي به گل آقا داشت و يادم هست چند ساعت
قبل از سفر به ديار باقي، در حالي كه روي تخت نشسته بود، داشت ماهنامه گل
آقا را مي خواند. خوشحال بودم كه در آن شماره، من هم مطلبي دارم.
الآن چهار سال است كه از رفتن مرحوم گل اقا مي گذرد. اميدوارم مطالب طنز من هم در نشريات گل اقا بتواند لبخند بر روي لب ديگران بنشاند و روزي، تبديل به بخشي از خاطرات كودك ديگري شوم... روزهاي تقويم ورق خوردند،خيليها آمدند،خيليها رفتند اما گل آقا،با اينكه رفت، ماند.... روحش شاد.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:28 توسط مهرداد صدقی
|