آخر خط!
چند نفر از انسان هاي نخستين در غاري دور هم جمع شده بودند تا راجع به اختراع خط تصميم بگيرند. با توجه به اينکه هنوز اصول شمارش ابداع نشده بود ، مقرر شد با شير يا خط،کسي که زودتر از ديگران صحبت مي کند نفر اول باشد و بقيه ، نفرات بعدي!
نفر اول گفت: "متاسفانه با اختراع خط، همه ما زير خط فقر قرار خواهيم گرفت" و بدين ترتيب مخالفت خود را اعلام کرد.
نفر بعدي که سن و سالي از او گذشته بود براي بيان دليل مخالفتش گفت:" با توجه به اين که ما در ابتداي توسعه تاريخي قرار داريم ممکن است با اختراع خط، خط و خط بازي هم رواج پيدا کرده و از اين به بعد تمام پست و مقام ها به افراد خطي برسد و خط ما كشك! ضمنا خط اين خطر را هم دارد که ممکن است بعضي جوان ها به مرور زمان هفت خط شده و تو خط چيزهاي نامناسبي بروند که براي سن و سالشان زود باشد."
نفر بعدي در حالي که بخاطر تذکر ديگران داشت خط لب و ابرويش را پاک مي کرد ، گفت: " واي من اصلا از خط خوشم نمي آيد چون مي ترسم از اين به بعد هر وقت بخواهم با شوهرم حرف خصوصي بزنم ، خط رو خط شده و همه از مکالماتمان سر در بياورند"
نفر بعدي که فرد محافظه کاري بود، طوري صحبت کرد که آخر سرکسي نفهميد در مخالفت صحبت کرده است يا در موافقت: " به نظر من با اختراع خط به راحتي مي توانيم با استفاده از يک خط هوايي به هر کجا که خواستيم سفر کنيم اما ضمنا بايد مواظب حرف زدنمان باشيم تا يکوقت از خط قرمزها عبور نکنيم وگرنه ممكن است خيلي زود به آخر خط برسيم!"
نفر بعدي که خودش را نماينده جوانان غار معرفي مي کرد، موهاي سفيدش را با استخوان ماهي شانه زد وگفت: " از اين مي ترسم که ممکن است بعد از اختراع خط ، خط کش هم اختراع شده و پدرهايي که اعصاب ندارند با خط کش بچه هايشان را تنبيه کنند، در صورتي که تنبيه با خط کش علاوه بر بدآموزي و ناکارآمدي ، به هيچوجه نمي تواند جاي سيلي را بگيرد! "
نفر بعدي که داشت با تخم دايناسور بازي مي کرد گفت: "اگر خط اختراع شود حق من ضايع مي شود چون با اين که هميشه در مسابقات پرتاب تخم دايناسور اول مي شوم اما مي ترسم بخاطر اشتباه خط نگهدار ، يکوقت مرا از تيم ملي خط بزنند"
نفر بعدي در حالي که سعي مي کرد طوري بنشيند که خط اتوي برگ انجيرش به هم نخورد، پاهايش را روي هم انداخت و گفت: " البته شايد اختراع خط از نظر ايمني راه ها بد نباشد چون از اين به بعد مجبور مي شويم فقط از روي خط کشي رد شويم و ديگر کسي زير ماموت نخواهد رفت. البته اگر بتوانيم ماموت ها را هم به خط کنيم مي شود جلوي سوار کردن غير خطي ها را هم گرفت و..."
هنوز صحبت هاي نفر قبلي در موافقت با اختراع خط تمام نشده بود که بخاطر افتادن برگ انجيرش جلسه متشنج شد. نفر بعدي با اعلام اينکه از اين بي حرمتي اعصابش خط خطي شده است با چاقوي ضامن داري كه از دندان گراز درست كرده بود به نفر قبلي حمله كرد و روي صورتش خط انداخت. به علت مشاجره و درگيري، جلسه از رسميت افتاد و قرار شد اختراع خط بماند براي زمانهاي بعد. نقطه سر خط!
توجه):
اين متن در آذر ۸۵ ، سرآغازي شد براي ستون ثابتم در ماهنامه گل آقا؛ تاريخ تمدن از اون جهت