به نقل از شماره 192 ماهنامه گل آقا
درباره سکه
توضيح نگارنده: متاسفانه در رابطه با سکه، اطلاعات منتشر شده بسيار محدود بوده و پس از جستجوي واِژه سکه در اينترنت، بجز اخبار مربوط به رشد روزانه قيمت آن، فقط به موارد زير اشاره شده بود که چندان ارتباطي با موضوع مورد بحث نداشتند:" داستان خاله سوسکه، درمان سکسکه، آشنايي در کالسکه، جنايت در مجلس بالماسکه، ضد حال ميتي کمون به شينوسکه، باباش فقط مترسکه خودش عين عروسكه، عاشقي ريسکه ، قرارشون تو کيوسکه، فيلمش روي ديسکه و ...." بنا بر اين در تاريخ نگاري فعلي، نگارنده مجبور شد فقط به اطلاعات شفاهي، تحقيقات ميداني و تراوشات ذهني استناد کند.
در دوران غارنشيني، تبادل جنسي (مبادله پاياپاي )رونق فراواني در داد و ستد داشت. اين کار علاوه بر اينکه از نظر اخلاقي کار پسنديدهاي نبود، در اجرا نيز مشکلاتي داشت . از آنجايي که جنسها، در ازاي کالاي ديگري مبادله مي شدند، بايد هر دو کالا ارزش همساني مي داشتند. پيدا کردن دو کالاي همسان خيلي وقت مي برد و کار آساني نبود. افراد مجبور بودند ابتدا بر روي جنسهاي خود، غارکُد بچسبانند تا ارزش نسبي آن مشخص شود، سپس از معامله صحبت کنند. ضمنا، معلوم نبود چه کسي مشتري است و چه کسي خريدار. يعني طرفي که بايد سر طرف مقابل کلاه مي گذاشت خيلي مشخص نبود. در بعضي از موارد هم مبادله ممکن بود به شکل غير حضوري انجام شده و پاي نفر سومي هم به اين مساله باز شود. در اين حالت، فرد A با انجام خريد از B، به فرد C فخر فروشي ميکرد تا چرخه خريد و فروش تکميل شود..
مشکلات نبودِ سکه فقط به بزرگسالان محدود نمي شد و کودکان را هم در بر مي گرفت. مثلا هرگاه کودکي از جلوي غاري مي گذشت و مي ديد ماموتي آماده به خدمت، در وروديِ غار بسته شده، حسرت مي خورد که چرا سکه اي ندارد تا توي آن بيندازد و سوارش شود. تمام اين موارد باعث شد تا يکي از اهالي "ليديه" و شايد هم "آشور" دستور دهد براي اولين بار به نام او سکه ضرب کنند و بدين ترتيب با اختراع سکه، مشکل دختراني که نمي دانستنند بعد از ازدواج چه چيزي را بايد به اجرا گذارند، براي هميشه حل شد.
ضرب سکه با وجود مزايايي که داشت، نتوانست اختلاف طبقاتي ايجاد شده را از ميان بر دارد. برخي کارشناسان معتقدند اگر به جاي ضرب سکه از تقسيم سکه استفاده مي شد افراد بيشتري بهرمند مي شدند. همين اختلافات اجتماعي باعث شد تا برخي بخواهند با ضرب سکه جعلي، يک شبه ره صد ساله بپيمايند اما غافل از اينکه پس از مدتي لو رفته و سکه يک پول مي شدند. ذکر اين نکته الزاميست که. تصوير روي سکه هاي واقعي با چکش و سندان حک مي شد اما سکه هاي جعلي با نرم افزار هک مي شدند.
سکه ها از فلزهاي مختلفي ساخته شده و بر همين اساس، ارزش گذاري مي شدند: سکه هاي طلا، نقره، برنز و دو ريالي. سکه هاي طلا براي مهريه به کار مي رفت، سکه هاي نقره براي خريد جهيزيه وسکه هاي برنز براي شير يا خط در انتخاب همسر. سکه هاي دو ريالي نيز از ديرباز فقط براي مزاحمت تلفني بکار مي رفته و جز اينکه باعث اشغال جيب شلوار و يا خطوط تلفن شوند، کار ديگري انجام نمي دادهاند.
فرق سکه هاي طلا و نقره از نظر منشا تشکيل و نحوه تبديل در اين است که اگر سکه هاي نقره براي مدت مديدي در مقابل آفتاب قرار بگيرند، اصطلاحا نقره داغ شده و با برنزه شدن، به سکه هاي برنز تبديل مي گردند اما اگر سکه هاي طلا در هواي آزاد قرار بگيرند بلافاصله ناپديد شده و به سکه هاي مسروقه تبديل مي شوند.
تفاوت ديگرِ سکه هاي طلا و نقره، با ساير مسکوکات در اين است که اين دو سکه به هيچوجه ارزش خود را در گذر زمان از دست نمي دهند و جزو جواهرات محسوب مي شوند. از معروفترين جواهرات مي توان از جواهرلعل نهرو و جواهري در قصر نام برد . ضمنا، طلا در صورت تغيير رنگ و سياه شدن، ارزش افزوده بيشتري مي يابد و جنگهاي متعددي که در بين النهرين براي طلاي سياه در گرفته است، اهميت آن را نشان مي دهد.
مطالعات تاريخي نشان مي دهند که افراد در ابتدا سکه را براي خريد کالاها بکار ميبردند اما به تدريج نقش سکه عوض شده و حالا، افراد با فروش کالاها، به خريدخودِ سکه روي مي آوردند. کساني که کار و بارشان در ارتباط با سکه بود، بعدها کار و بارشان حسابي سکه شد اما بقيه حتي ربع سکه هم نشدند.
امروزه در سراسر دنيا موزه هاي سکه وجود دارد و در آنجا سکه هاي تاريخي به نمايش گذاشته شده اند. البته اگر اين سکه ها در دوران خود ارزش داشتند تا بحال خرج شده بودند و سر از موزه در نمي آوردند. براي اثبات بي ارزش بودن آنها کافيست به ظاهر آنها توجه شود که چطور خاکي و رنگ و رو رفتهاند و بايد گفت، اين سکه ها از سکه افتاده اند.
نرخ سکه بستگي به عوامل متعددي دارد و جالب اينکه، عوامل متعدد هم بستگي به نرخ سکه دارد! يعني بالا و پايين رفتن قيمت سکه بر روي عوامل متعدد تاثير مي گذارد و عوامل متعدد هم بر روي قيمت سکه تاثير مي گذارند. اين رفتار دوگانه سکه، به دو رو بودن آن مربوط مي شود.
در جوامع امروزي سکه چنان اهميتي پيدا کرده است که مهمترين جوايز بانکها را به خود اختصاص مي دهد. به اين سکه ها سکه شانس مي گويند. اين امر مانند يک معادله يا در حقيقت نامعادله مي ماند زيرا تصاحب اين سکه ها خود به سکه شانس احتياج دارد و اگر بخواهيم طرفين معادله را خط بزنيم، صداي طرفين معامله در مي آيد!
امروزه بخش اعظم مبادلات نقدي بجاي سکه با پول انجام مي گيرد و به همين خاطر بد نيست به اسکناس نيز اشاره کنيم... پس از اختراع ماشين چاپ بود که چاپ پول رونق گرفت و کساني که مي خواستند پول ديگران را بچاپند، کارشان تسهيل شد. ضمنا، اسکناس در علم رياضيات نيز تحول ايجاد کرد و از آن پس، صفرِ جلوي عدد نيز از نظر اعتبار، به سرنوشت صفرِ پشتِ عدد نزديک شد.
در انتها بايد اشاره نمود که عليرغم ضرب سکه و چاپ پول و تمام مشکلاتي که در رابطه با مبادله پاياپاي ذکر شد، بايد اذعان نمود که مبادله پاياپاي هيچگاه از رونق نيفتاده و حتي هنوز هم در برخي از کشورهاي منطقه بين النهرين-نظير عراق- نفت در برابر غذا يا دارو مبادله مي شود. بهعلاوه، برخي ادعا مي کنند که در برههاي از مذاکرات هسته اي نيز ، مرواريد غلتان با آب نبات مبادله شده است!