تبليغاتX
طنزنبشته های کلپاسه -

 

انواع بي مزه بازي هاي مرسوم

يا

چه كسي يك لوس بدبخت است؟!

 

در هنگام گرفتن عكس دسته جمعي، عكس همه را از كله به بالا و يا از سر به پايين مي گيرد.

در هنگام سلام عليك، ‌بجاي دست دادن مي گويد يك بچه اينقدري نديدي؟

هنگامي كه در خيابان قدم مي زند با شنيدن صداي بوق ماشينها مي گويد: قربونت، پياده مي روم.

هنگام تماشاي يك فيلم، آخرش را با صداي بلند براي كساني كه نديده­اند تعريف مي كند.

در جشن تولدها شمع را زودتر از فرد متولد فوت مي كند

با ديدن يك فرد خارجي در خيابان بلافاصله مي گويد ok…ok

وقتي همه دارند تلويزيون نگاه مي كنند، در لحظه حساس كانال تلويزيون را عوض مي كند.

وقتي به او مي گوييد چرا زن نمي گيري  مي گويد چرا زن؟ مي خوام دختر بگيرم( جمله بي شرمانه ديگري هم در همين زمينه موجود است)

عليرغم عدم آشنايي با ادبيات، چند تا از اشعار ايرج ميرزا را براي خواندن در مناسبات خاص ازبر كرده است

 با مطرح شدن يك برنامه طنز، تكه كلامهاي آنها را در تمام موارد مربوط و نا مربوط به كار مي برد

 در دانشگاه به واحد استاتيك مي­گويد افتاتيك، غذاهاي دانشگاه را هم با اسامي ساچمه پلو، دم پايي و ... نام مي­برد.

 موقع گرفتن عكس مي­گويد: يه جور بگير كه بوي ادكلنم هم بيفته.  ضمنا براي ديگران شاخ مي گذارد

 وقتي مي­خواهد دوستش را صدا كند، مي­گويد: آقاي دكتر فلاني به بخش زايمان

هنوز يك هفته از ازدواجش نگذشته، اشعار وجوكهاي مربوط به مادرزن را براي دوستانش تعريف مي­كند.

با اين متلكها به قول خودش دخترها را ضايع مي­كند: اگر دماغ نداشتي عينكوكجا مي ذاشتي،  بند جورابت بازه،‌ با شماره عينك آب هويج مي دن

 در وبلاگ كامنت مي­گذارد: مياي به هم بلينكيم؟

 بعد از عيد شما مبارك مي­گويد دمب شما سه چارك

هنگامي كه فردي را از خواب بيدار مي كند، مي گويد: ببين،  فلاني مي خواست بيدارت كنه من نذاشتم

 در جمع، با افتخار باد گلويش را خارج كرده و مي گويد "اااسب"

بعد ازيك شوخي نسنجيده و يا گفتن حرفي نابجا در محفلي رسمي، مي گويد: هه هه هه مزاح كردم!

برروي عكسهاي چاپ شده، ريش بزي يا سبيل هيتلري مي گذارد.

اگر ببیند کسی در لبه پرتگاه یا ارتفاعات ایستاده، برای یک لحظه او را در حالی که از پشت نگه داشته، به طرف جلو هل می دهد و می گوید: نترسیا!

به محض اینکه بیند کسی در کنار آب ایستاده، برای خوشمزه بازی و جلب نظر دیگران، سنگی در آب پرت می کند.

در میهمانی، بعد از صرف غذا بجای تشکر می گوید دست شما پنج انگشت.

وقتی از او می پرسند شماره تلفنت چند است، می گوید شصت و شیش دو صفر پس و پیش

تا به صف نانوایی می رسد می گوید: یک نفر هم صفیه؟

وقتی می خواهد رای خود را در صندوق بیندازد، مکثی می کند و به دیگران می گوید عکس بگیرید

هر وقت کسی را در حال فیلمبرداری با هندی کم ببیند بعد از گفتن اینکه از من نگیر، می گوید کی پخش می شه؟!

در مراسم عروسی،‌ در حالی که عروس و داماد منتظرند برای بریدن کیک عروسی برایشان کارد بیاورد، تا لحظه گرفتن پول با انواع اعوجاجات بدنی موزون و نا موزون و لوس،  از دادن آن امتناع می ورزد.

از اين بلاها سر امثال اين بدبخت در مي آورد تا ديگران را بخنداند

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 14:25 توسط مهرداد صدقی |