دود آتش براي اولين بار در چشم چه کساني رفت؟
چند نفر در غاری دور هم جمع شده بودند و مي خواستند چيز جديدي اخترع کنند يا نکنند! اين چيز جديد آتش نام داشت.
نفر اول در مخالفت با اختراع آتش گفت: من آنقدر با اين قضيه مخالفم که حاضرم تا آخر عمر، بدون آتش بسوزم و بسازم.
نفر بعدي که سن و سالي ازش گذشته بود دليل مخالفت خود را چنين اعلام کرد: با اختراع آتش شما نمي دانيد که چه آتشي به پاخواهد شد...بعضي از اين جوانها چنان آتشپاره هايي شوند که نگو. گول قيافه هاي معصومشان را نخوريد، آتش زير خاکسترند.
نفر بعدي که مشغول ساکت کردن بچه اش بود، گفت: مگر اين بچه آتش به جان گرفته مي گذارد که من بخواهم دو کلام در رابطه با آتش صحبت کنم؟
نفر بعدی.....
توضیح نویسنده: بقیه در ماهنامه مطالعه شود!!
(اولش همه متن را بر روی سایت گذاشته بودم اما دوست بزرگواری توصیه کرد هنوز زود است و درست نیست. دیدم راست می گوید. راستش، بزرگترین مزیت نت همین است که آدم خیلی راحت می تواند بگوید غلط کردم! - البته تا زمانیکه موضوع فراگیر نشده )