تبليغاتX
طنزنبشته های کلپاسه

 

تاريخچه "سرويس بهداشتي"

 

برخي معتقدند اولين سرويس بهداشتي زماني اختراع شد که بشر اوليه به مکاني احتياج داشت تا بتواند از ته دل فکر کند. در آن زمان هر کس بجاي خريد وسيله مورد نياز مجبور بود خودش آن را اختراع کند و به همين خاطر براي کوچکترين چيزها نيز به تفکر عميق نياز بود. از آنجايي که توليد انبوه وسايل اختراع شده امکان پذير نبود، اگر چيزي اختراع مي شد ديگران مجبور بودند با مشاهده نحوه ساخت و عملکرد ، مجددا آن را بسازند . البته معمولا نتيجه کار اختراعي جديد بود. مثلا با اختراع چرخ در يکي از غارها، همسايگان که مي خواستند از قافله عقب نمانند شروع به سرقت تکنولوژي ساخت آن کردند و مصنوعات جديد زير را اختراع کردند: سه چرخه، چرخ و فلک، چرخ خياطي ، چرخ گوشت ، پنکه و راديو.

البته وضعيت سرويس بهداشتي کمي متفاوت بود زيرا کسي نمي توانست از طريق مشاهده مستقيمِ نحوه عملکرد آن توسط ديگران، براي غار خودش هم يکي اختراع کند. بنا بر اين دستشوييهاي اوليه فقط بر مبناي گمانه زني و در هاله­اي از ابهام ساخته شده بودند. با اختراع آينه، گمانه زني جاي خود را به مشاهده اتوبيوگرافي داد و از آن زمان به بعد، علاوه بر پيشرفت در اين زمينه، آينه نيز جاي خود را براي هميشه در دستشويي تثبيت کرد. ضمنا شايد بد نباشد بدانيد که در سيفونهاي اوليه بجاي آب از خاک استفاده مي شد و به همين دليل، بدترين فحش مصطلح در آن روزها اين بود که به کسي بگويند خاک بر سرت!

از آنجايي که داشتن سرويس بهداشتي نشانه اي از يک پيشرفت متمدنانه به حساب مي آمد، کساني که در غار خود دستشويي داشتند، با تفاخر آن را در لحظات اضطراري به ديگران کرايه مي دادند . البته عمده مشکلي که اين نوع سرويسها داشتند در نحوه محاسبه دستمزد صاحب دستشويي و نرخ سرويس دهي بود. برخي عقيده داشتند بايد مدت زمان استفاده مد نظر قرار گيرد و عده­اي ديگر، ميزان کارکرد را محاسبه مي کردند. عده اي هم که فقط جزو مصرف کنندگان بودند و وسعشان به خريد تکنولوژي ساخت سرويس نمي رسيد معترض بودند که چرا بايد براي دسترنج خود به ديگران مزد بدهند؟!

البته پس از تعيين نرخ بهره وري(!) مشکلات ديگري نيز بروز مي کرد و علت آن عدم اختراع پول تا آن زمان بود. از آنجايي که کليه معاملات به شکل مبادله پاياپاي انجام مي شد، معلوم نيست که سرويس دهنده و سرويس شونده چگونه با يکديگر تسويه حساب مي کرده اند. تنها نکته اي که راجع به محاسبه حق سرويس در تاريخ آمده اين است که معمولا فرد بد حساب را مي خوردند تا عوضش در بيايد.

رعايت انصاف در محاسبه حق سرويس دهي ساده نبوده و پيچيدگيهاي خاص خودش را داشت زيرا هر دو گزينه زمان سنجي يا سنجش ميزان كاركرد، با مشكلاتي همراه بودند. مخالفان تئوري زمان سنجي معتقد بودند چون بزرگترين نتايج زندگي خود را در اين اتاقاهاي انديشه بدست مي آورند ، پرداخت كرايه زماني، برايشان مقرون به صرفه نيست و با اين كار، جلوي تولد انديشه هاي خلاقانه گرفته خواهد شد. اشكالات سيستم كاركرد هم در نوع خود جالب توجه بود. از آنجايي كه ميزان کارکرد از طريق محاسبه افت وزني فرد انجام مي شد ، در ورودي هر سرويس ترازويي قرار داده شده بود. متاسفانه عده­اي پيدا مي شدند که با ترفندهايي موجب بروز اشکال در اين سيستم مي شدند. مثلا ممکن بود از روز قبل سنگ بزرگي را در دستشويي مخفي کرده و روز بعد هنگام خروج، آن را در جيب خود قرار دهند. بدين ترتيب وزن فرد هنگام خروج بيش از هنگام ورود مي شد و حتي مي توانست از متصدي سرويس مدعي دريافت خسارت شود.

ايجاد آلودگي صوتي در غارهاي نزديک هم از جمله مواردي بود که گاهي منجر به نزاعهاي خونين مي شد. مثلا اگر در غاري براي اختراع طبل شکار تلاشي انجام مي گرفت، در غار همسايه بلافاصله سرويس عمومي با قابليت پخش صداي استريو ايجاد مي شد تا اين پيغام را براي همسايه خود در بر داشته باشد که کساني که باد مي کارند طوفان درو خواهند کرد.

نوع امکانات هم مي توانست براي محاسبه حق العمل مد نظر قرار گيرد. سرويسهايي که با گوني استتار شده بودند و معمولا در تابستانها و يا نواحي گرمسيري استفاده مي شدند به علت تهويه مناسب نرخ بالاتري داشتند. اما سرويسهاي انتهاي غار فقط در زمستانهاي سرد کاربرد داشتند. البته نوع اخير در هنگام حمله گرگها نيز مي توانست به عنوان پناهگاه مورد استفاده قرار گيرد چون گرگها جرات نمي کردند به اين دستشويي ها نزديک شودند. تنها اشکال اين نوع پناهگاهها اين بود که امکان داشت گرگ با بدجنسي هرچه تمامتر هفته ها دم در غار بنشيند تا انسان بالاخره از دستشويي بيرون بيايد. معمولا در انتهاي روز دوم انسان ترجيح مي داد توسط گرگ خورده شود.

بر خلاف تصور عموم، اختراع سرويس بهداشتي در اوايل با استقبال همه مواجه نشد و مخالفيني نيز داشت. مثلا کساني که خود را نسبت به ديگر افراد جامعه بالاتر مي ديدند، از رفتن به دستشويي خودداري کرده و آن را عملي غريزي- حيواني و مختص افراد فرودست مي دانستند. البته از تفکرات اين گروه اطلاعات زيادي در دست نيست چون همه آنها به مرور زمان ترکيدند.

عمده مزيت سرويسهاي اوليه نسبت به مدلهاي امروزي اين بود که با قطع آب از کار نمي افتادند و همين عدم نياز آنها به استفاده از آب باعث شده بود تا در تمام نقاط زمين گسترش داشته باشند. يعني ممکن بود در يک صحراي دور افتاده در پشت يک بوته گَوَن و يا پشت تلي ازشن و ماسه هاي کويري، يک واحد سرويس بهداشتي و يا ضد بهداشتي به راحتي يافت شود. البته سرويسهاي باستاني فاقد آب را هنوز هم مي توان در برخي رستورانهاي بين جاده­اي يافت که به علت قدمت بايد نسبت به حفظ اين آثار باستاني همت گمارد.

در پايان بايد اشاره کرد که اختراع دستشويي بر اختراع ساير پديده ها نيز موثر بوده و تحول ايجاد کرده است. مثلا در بحث رسانه ها شايد بد نباشد بدانيد که نخستين يادداشت نويسي روزانه بر ديواره دستشوييها نوشته شد. اين نوع وب­-غارها که با دامنه wwc ثبت مي شدند، بيشتر به درج تراوشات ذهني فرد مي پرداختند و بسته به روحيه شخصي وي، ممکن بود شامل يک بيت شعر و يا حتي دشنام نويسي باشند. ردپاي برخي از اين نوع تراوشات را هنوز هم مي توان در برخي وبلاگها ملاحظه نمود.

 

 

توجه: اين متن را قبلا در ماهنامه گل آقا (بهمن 85)منتشر كرده بودم.

 

 
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:50 توسط مهرداد صدقی |

پیامبر...

لحظاتی که در غار حرا نماز می خواندم را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. به کعبه می نگریستم و می اندیشیدم: اینجا همان جاییست که پیامبر دین من،  رسالتش را آغاز نموده... مدینه را نیز فراموش نخواهم کرد؛  جایی که این بزرگترین مرد آسمانی، در خاکش آرمیده.... محمد(ص) را دوست دارم.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:25 توسط مهرداد صدقی |

بيگانه پرستي (استعمال گران)

براي اثبات بيگانه پرستي ما و ارجحيت دادن خارجيها به داخليها، همين بس كه متاسفانه با اينكه اينهمه در داخل كشور به دارو نياز داريم، اما بر روي بسياري از داروها نوشته شده : فقط براي استعمال خارجي!
 
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 11:49 توسط مهرداد صدقی |

اسکروچ!

کم کم دارم به این نتیجه می رسم که ازدواج اصلا مقرون به صرفه نیست!

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 20:28 توسط مهرداد صدقی |

ابوالفضل زرويي نصرآباد

بي گمان ابوالفضل زرويي نصرآباد جايگاه ويژه اي در ادبيات طنز معاصر دارد. تذكره المقامات، افسانه هاي امروزي، اصل مطلب و ساير نوشته هاي وي، همگي از تسلط بي چون و چراي زرويي بر ادبيات طنز حكايت دارد. چيزي كه مي خواهم بگويم درباره ارزش نوشته هاي وي نيست، درباره ارزش منش زرويي در قبال طنزنويسان جوان است؛ راهنماييها، دلسوزيها و حمايتها....
استاد، بي شك بر گردن بسيار از طنزنويسان جوان حق دارد. برگزاري نخستين جشنواره سراسري طنز دانشجويان در سال 79، راه اندازي دفتر طنز و شب شعر در حلقه رندان، برگزاري جشنواره بين المللي طنز در سال 82، همه و همه ، اغاز گر راه بسياري از طنزنويسان جوان و خوش آتيه شد. امروز اين نسل به زرويي مديون است. براي سلامتي و بهبودي استاد،‌ دعا مي كنيم.
 
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:8 توسط مهرداد صدقی |

بيخود نيست كه مي گويند هرچه كني به خود كني! (لينك را ببينيد)

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 15:48 توسط مهرداد صدقی |

درباره آمار ايدز

علت بالارفتن آمار ايدز:  بجاي اينكه بيشتر مراقبت كنند، بيشتر مقاربت مي كنند!
 
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:35 توسط مهرداد صدقی |

حرفه اي تر از كوين اسپيسي!

فيلم مظنونين هميشگي و بازي تحسين برانگيز كوين اسپيسي يادتان هست؟ به نظرم بازي او در مقابل كار اين گداي حرفه اي، اصلا عددي نيست!

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 16:10 توسط مهرداد صدقی |