نتايج مسابقه قويترين (نا)مردان وب
۱) بخاطر تاخيرم ببخشيد. بعدا توضيح ميدم.
۲) چند وقت پيش، يك متن بي مزه نوشتم و گذاشتمش روي وبلاگم. بعضيها خوششون اومد و بعضيهام، نه... البته حاشيه هاي اون متن از خود متنم بامزه تر شد. اولا متن راجع به خصوصيات برخي جوامع بود. فكر كنم اين اتفاقي هم كه راجع به متن افتاد و مي خوام توضيحش بدم (سرقت)، خودش هم يكي از خصوصيات همين جوامعه! دوم اينكه تموم دوستاني كه مرتكب سرقت ادبي شدن ( البته چون متنم آش دهن سوزي نبود و خيلي هم ادبي محسوب نمي شد بهتره بگيم، دله دزدي ادبي)، توي وبلاگ يا سايتشون ذكر كردن كه استفاده از مطالب سايتشون بدون ذكر ماخذ و منبع درست نيست! بدون ترتيب مقام، فقط ۲۰ تا از اين دوستان رو معرفي مي كنم تا بدين ترتيب هم زحماتشون رو ارج گذاشته باشم و هم بخاطر اين سوژه رساني، ازشون تشكر كرده باشم!! بي مزه 1، بي مزه 2، بي مزه3، بي مزه 4، بي مزه 5 ، بي مزه 6، بي مزه 7، بي مزه 8، بي مزه 9، بي مزه 10، بي مزه11، بي مزه12، بي مزه13، بي مزه 14،بي مزه15،بي مزه 16، بي مزه17، بي مزه 18، بي مزه 19، بي مزه 20
چيزي حدود بيست- سي وبلاگ ديگه هم بود كه حوصله نداشتم اونا رو هم لينك بدم.
۳) اين اتفاقهاي غير طبيعي در ايران خيلي طبيعيه!!
به نقل از شماره 192 ماهنامه گل آقا
درباره سکه
توضيح نگارنده: متاسفانه در رابطه با سکه، اطلاعات منتشر شده بسيار محدود بوده و پس از جستجوي واِژه سکه در اينترنت، بجز اخبار مربوط به رشد روزانه قيمت آن، فقط به موارد زير اشاره شده بود که چندان ارتباطي با موضوع مورد بحث نداشتند:" داستان خاله سوسکه، درمان سکسکه، آشنايي در کالسکه، جنايت در مجلس بالماسکه، ضد حال ميتي کمون به شينوسکه، باباش فقط مترسکه خودش عين عروسكه، عاشقي ريسکه ، قرارشون تو کيوسکه، فيلمش روي ديسکه و ...." بنا بر اين در تاريخ نگاري فعلي، نگارنده مجبور شد فقط به اطلاعات شفاهي، تحقيقات ميداني و تراوشات ذهني استناد کند.
در دوران غارنشيني، تبادل جنسي (مبادله پاياپاي )رونق فراواني در داد و ستد داشت. اين کار علاوه بر اينکه از نظر اخلاقي کار پسنديدهاي نبود، در اجرا نيز مشکلاتي داشت . از آنجايي که جنسها، در ازاي کالاي ديگري مبادله مي شدند، بايد هر دو کالا ارزش همساني مي داشتند. پيدا کردن دو کالاي همسان خيلي وقت مي برد و کار آساني نبود. افراد مجبور بودند ابتدا بر روي جنسهاي خود، غارکُد بچسبانند تا ارزش نسبي آن مشخص شود، سپس از معامله صحبت کنند. ضمنا، معلوم نبود چه کسي مشتري است و چه کسي خريدار. يعني طرفي که بايد سر طرف مقابل کلاه مي گذاشت خيلي مشخص نبود. در بعضي از موارد هم مبادله ممکن بود به شکل غير حضوري انجام شده و پاي نفر سومي هم به اين مساله باز شود. در اين حالت، فرد A با انجام خريد از B، به فرد C فخر فروشي ميکرد تا چرخه خريد و فروش تکميل شود..
مشکلات نبودِ سکه فقط به بزرگسالان محدود نمي شد و کودکان را هم در بر مي گرفت. مثلا هرگاه کودکي از جلوي غاري مي گذشت و مي ديد ماموتي آماده به خدمت، در وروديِ غار بسته شده، حسرت مي خورد که چرا سکه اي ندارد تا توي آن بيندازد و سوارش شود. تمام اين موارد باعث شد تا يکي از اهالي "ليديه" و شايد هم "آشور" دستور دهد براي اولين بار به نام او سکه ضرب کنند و بدين ترتيب با اختراع سکه، مشکل دختراني که نمي دانستنند بعد از ازدواج چه چيزي را بايد به اجرا گذارند، براي هميشه حل شد.
ضرب سکه با وجود مزايايي که داشت، نتوانست اختلاف طبقاتي ايجاد شده را از ميان بر دارد. برخي کارشناسان معتقدند اگر به جاي ضرب سکه از تقسيم سکه استفاده مي شد افراد بيشتري بهرمند مي شدند. همين اختلافات اجتماعي باعث شد تا برخي بخواهند با ضرب سکه جعلي، يک شبه ره صد ساله بپيمايند اما غافل از اينکه پس از مدتي لو رفته و سکه يک پول مي شدند. ذکر اين نکته الزاميست که. تصوير روي سکه هاي واقعي با چکش و سندان حک مي شد اما سکه هاي جعلي با نرم افزار هک مي شدند.
سکه ها از فلزهاي مختلفي ساخته شده و بر همين اساس، ارزش گذاري مي شدند: سکه هاي طلا، نقره، برنز و دو ريالي. سکه هاي طلا براي مهريه به کار مي رفت، سکه هاي نقره براي خريد جهيزيه وسکه هاي برنز براي شير يا خط در انتخاب همسر. سکه هاي دو ريالي نيز از ديرباز فقط براي مزاحمت تلفني بکار مي رفته و جز اينکه باعث اشغال جيب شلوار و يا خطوط تلفن شوند، کار ديگري انجام نمي دادهاند.
فرق سکه هاي طلا و نقره از نظر منشا تشکيل و نحوه تبديل در اين است که اگر سکه هاي نقره براي مدت مديدي در مقابل آفتاب قرار بگيرند، اصطلاحا نقره داغ شده و با برنزه شدن، به سکه هاي برنز تبديل مي گردند اما اگر سکه هاي طلا در هواي آزاد قرار بگيرند بلافاصله ناپديد شده و به سکه هاي مسروقه تبديل مي شوند.
تفاوت ديگرِ سکه هاي طلا و نقره، با ساير مسکوکات در اين است که اين دو سکه به هيچوجه ارزش خود را در گذر زمان از دست نمي دهند و جزو جواهرات محسوب مي شوند. از معروفترين جواهرات مي توان از جواهرلعل نهرو و جواهري در قصر نام برد . ضمنا، طلا در صورت تغيير رنگ و سياه شدن، ارزش افزوده بيشتري مي يابد و جنگهاي متعددي که در بين النهرين براي طلاي سياه در گرفته است، اهميت آن را نشان مي دهد.
مطالعات تاريخي نشان مي دهند که افراد در ابتدا سکه را براي خريد کالاها بکار ميبردند اما به تدريج نقش سکه عوض شده و حالا، افراد با فروش کالاها، به خريدخودِ سکه روي مي آوردند. کساني که کار و بارشان در ارتباط با سکه بود، بعدها کار و بارشان حسابي سکه شد اما بقيه حتي ربع سکه هم نشدند.
امروزه در سراسر دنيا موزه هاي سکه وجود دارد و در آنجا سکه هاي تاريخي به نمايش گذاشته شده اند. البته اگر اين سکه ها در دوران خود ارزش داشتند تا بحال خرج شده بودند و سر از موزه در نمي آوردند. براي اثبات بي ارزش بودن آنها کافيست به ظاهر آنها توجه شود که چطور خاکي و رنگ و رو رفتهاند و بايد گفت، اين سکه ها از سکه افتاده اند.
نرخ سکه بستگي به عوامل متعددي دارد و جالب اينکه، عوامل متعدد هم بستگي به نرخ سکه دارد! يعني بالا و پايين رفتن قيمت سکه بر روي عوامل متعدد تاثير مي گذارد و عوامل متعدد هم بر روي قيمت سکه تاثير مي گذارند. اين رفتار دوگانه سکه، به دو رو بودن آن مربوط مي شود.
در جوامع امروزي سکه چنان اهميتي پيدا کرده است که مهمترين جوايز بانکها را به خود اختصاص مي دهد. به اين سکه ها سکه شانس مي گويند. اين امر مانند يک معادله يا در حقيقت نامعادله مي ماند زيرا تصاحب اين سکه ها خود به سکه شانس احتياج دارد و اگر بخواهيم طرفين معادله را خط بزنيم، صداي طرفين معامله در مي آيد!
امروزه بخش اعظم مبادلات نقدي بجاي سکه با پول انجام مي گيرد و به همين خاطر بد نيست به اسکناس نيز اشاره کنيم... پس از اختراع ماشين چاپ بود که چاپ پول رونق گرفت و کساني که مي خواستند پول ديگران را بچاپند، کارشان تسهيل شد. ضمنا، اسکناس در علم رياضيات نيز تحول ايجاد کرد و از آن پس، صفرِ جلوي عدد نيز از نظر اعتبار، به سرنوشت صفرِ پشتِ عدد نزديک شد.
در انتها بايد اشاره نمود که عليرغم ضرب سکه و چاپ پول و تمام مشکلاتي که در رابطه با مبادله پاياپاي ذکر شد، بايد اذعان نمود که مبادله پاياپاي هيچگاه از رونق نيفتاده و حتي هنوز هم در برخي از کشورهاي منطقه بين النهرين-نظير عراق- نفت در برابر غذا يا دارو مبادله مي شود. بهعلاوه، برخي ادعا مي کنند که در برههاي از مذاکرات هسته اي نيز ، مرواريد غلتان با آب نبات مبادله شده است!
انواع بي مزه بازي هاي مرسوم
يا
چه كسي يك لوس بدبخت است؟!
در هنگام گرفتن عكس دسته جمعي، عكس همه را از كله به بالا و يا از سر به پايين مي گيرد.
در هنگام سلام عليك، بجاي دست دادن مي گويد يك بچه اينقدري نديدي؟
هنگامي كه در خيابان قدم مي زند با شنيدن صداي بوق ماشينها مي گويد: قربونت، پياده مي روم.
هنگام تماشاي يك فيلم، آخرش را با صداي بلند براي كساني كه نديدهاند تعريف مي كند.
در جشن تولدها شمع را زودتر از فرد متولد فوت مي كند
با ديدن يك فرد خارجي در خيابان بلافاصله مي گويد ok…ok
وقتي همه دارند تلويزيون نگاه مي كنند، در لحظه حساس كانال تلويزيون را عوض مي كند.
وقتي به او مي گوييد چرا زن نمي گيري مي گويد چرا زن؟ مي خوام دختر بگيرم( جمله بي شرمانه ديگري هم در همين زمينه موجود است)
عليرغم عدم آشنايي با ادبيات، چند تا از اشعار ايرج ميرزا را براي خواندن در مناسبات خاص ازبر كرده است
با مطرح شدن يك برنامه طنز، تكه كلامهاي آنها را در تمام موارد مربوط و نا مربوط به كار مي برد
در دانشگاه به واحد استاتيك ميگويد افتاتيك، غذاهاي دانشگاه را هم با اسامي ساچمه پلو، دم پايي و ... نام ميبرد.
موقع گرفتن عكس ميگويد: يه جور بگير كه بوي ادكلنم هم بيفته. ضمنا براي ديگران شاخ مي گذارد
وقتي ميخواهد دوستش را صدا كند، ميگويد: آقاي دكتر فلاني به بخش زايمان
هنوز يك هفته از ازدواجش نگذشته، اشعار وجوكهاي مربوط به مادرزن را براي دوستانش تعريف ميكند.
با اين متلكها به قول خودش دخترها را ضايع ميكند: اگر دماغ نداشتي عينكوكجا مي ذاشتي، بند جورابت بازه، با شماره عينك آب هويج مي دن
در وبلاگ كامنت ميگذارد: مياي به هم بلينكيم؟
بعد از عيد شما مبارك ميگويد دمب شما سه چارك
هنگامي كه فردي را از خواب بيدار مي كند، مي گويد: ببين، فلاني مي خواست بيدارت كنه من نذاشتم
در جمع، با افتخار باد گلويش را خارج كرده و مي گويد "اااسب"
بعد ازيك شوخي نسنجيده و يا گفتن حرفي نابجا در محفلي رسمي، مي گويد: هه هه هه مزاح كردم!
برروي عكسهاي چاپ شده، ريش بزي يا سبيل هيتلري مي گذارد.
اگر ببیند کسی در لبه پرتگاه یا ارتفاعات ایستاده، برای یک لحظه او را در حالی که از پشت نگه داشته، به طرف جلو هل می دهد و می گوید: نترسیا!
به محض اینکه بیند کسی در کنار آب ایستاده، برای خوشمزه بازی و جلب نظر دیگران، سنگی در آب پرت می کند.
در میهمانی، بعد از صرف غذا بجای تشکر می گوید دست شما پنج انگشت.
وقتی از او می پرسند شماره تلفنت چند است، می گوید شصت و شیش دو صفر پس و پیش
تا به صف نانوایی می رسد می گوید: یک نفر هم صفیه؟
وقتی می خواهد رای خود را در صندوق بیندازد، مکثی می کند و به دیگران می گوید عکس بگیرید
هر وقت کسی را در حال فیلمبرداری با هندی کم ببیند بعد از گفتن اینکه از من نگیر، می گوید کی پخش می شه؟!
در مراسم عروسی، در حالی که عروس و داماد منتظرند برای بریدن کیک عروسی برایشان کارد بیاورد، تا لحظه گرفتن پول با انواع اعوجاجات بدنی موزون و نا موزون و لوس، از دادن آن امتناع می ورزد.
نشانه شناسی بیکار
برخلاف تصور عموم و حتی دائیم، لفظ بيكار صرفا به معناي داشتن يا نداشتن كار نيست. در واقع می توان گفت بیکار کسی است که حداقل یکی از شرایط زیر را داشته باشد:
پیگیر آخرین اخبار مربوط به نقل و انتقال بازیکنان
پرکردن انواع برگه های پیش بینی نتایج بازیهاي بوندسلیگا، کالچیو، لالیگا، ليگ برتر و...
حضور در استادیوم برای تماشای تمرین تیم استیل آذین
بیکار مناسبتی
حضور در انواع مجالس ختم اعم از موارد مربوط یا نامربوط
حضور در انواع مجالس شادی و کمک به پذیرایی
حضور در انواع مجالس سخنرانی و یادداشت برداری از گفته های سخنران
بیکار مشاورهای
ارائه آخرین جملات قصار، ضرب المثل و اس ام اس راجع به بی وفایی دخترها و لزوم عدم اعتماد به زنها
تشریح ادله مختلف راجع به فواید مجردی
بيان جملات قصار راجع به مرام و معرفت و گلايه از زخم نارفيق
بیکار سیاسی
مطلع از مفاد قرارداد ان پی تی
مطلع از جزئيات خبرهای مربوط به جدایی سارکوزی و همسرش
مطلع از زندگي نامه و اسامي تك تك نامزدهاي چگوارا
بيكار عشقي
گرفتن فال حافظ با اين نيت كه آيابه فرد مورد نظر مي رسم يا نه؟!
نوشتن اشعارعاشقانه با خودكار بيك و پر رنگ كردن كلمات كليدي. (گاهي با گرفتن 2 خودكار موازي در دست و با حس خود- ميرعماد بيني همراه مي شود.)
جمع آوري و جداكردن عكسهايي مشابه با معشوق خيالي از روزنامه ها و سايتها و نوشتن اشعار عاشقانه با غلطهاي فاحش املايي در زير هر عكس
هک کردن درخت از طریق حک کردن نام معشوق خیالی بر روی تنه درخت
بیکار محاسباتی
تلاش در جهت محاسبه عدد پی تا آخرین اعشار
تلاش در جهت محاسبه و شمارش پول دريافتي ازدستگاه خودپرداز و كسب اطمينان از اينكه دستگاه، هزارتومن از پولش را نخورده باشد
بيكار وبلاگی
سرزدن به انواع و اقسام وبلاگها و چك كردن اسامي كامنت گذاران هر وبلاگ
ارسال پیام خصوصی برای خود!
سر زدن ثانيه اي به وبگذربراي شمارش بازديدهاي جديد
حضور در بوفه در تمام ساعات اداری و غیر اداری
کنجکاوی در کتابخانه برای اینکه ببیند هر کتاب قبلا توسط چه کسانی امانت گرفته شده است
سر زدن به تمام اتاقهای خوابگاه و درد دل و صرف چای و شام مفتی با همه خوابگاهیها
بيكار اس ام اسی
ارسال اس ام اس به برنامه سينما گلخانه و ازتو مي پرسند
طراحي و ترسيم پيامهاي تصويري با استفاده از علائم موجود در اس ام اس