روستاي طبر، زادگاه پدر و مادرم و خيلي هاي ديگر مي باشد! مردم روستا بسيار شوخ طبع و سخت كوش هستند. اگر كاراكتر چندلر بينگ در سريال فرندز را ديده باشيد، تقريبا همه اهالي به همان شيوه به هم متلك مي گويند؛ البته معمولا تكه هايي به هم مي اندازند كه در هيچ شبكه اي قابل پخش نيست! اگر مي شد بخشي از طنز شفاهي آنها را منتشر كرد، تن عبيد زاكاني و ايرج ميرزا در گور مي لرزيد ( البته از شدت خنده و ...). به هر حال روستاي طبر علاوه بر طبيعت زيبا، مردمان خوب و هواي پاك و سالمش براي خانواده ما چيزي فراتر از يك روستاست. البته وقتي مي گويم روستا، دليل نمي شود كه از آفت شبه مدرنيته غافل شده باشد؛اين هم سندش:

سفرنامه مصور سفر به روستاي زيباي طبر به زودي در اين وبلاگ منتشر مي شود.
تبصره: البته يك بار آن را در وبلاگ گذاشتم اما به علت نقص فني تصاوير مجبور شدم آن را حذف و تصاوير آن را دوباره منتشر كنم. به هر حال پست بعدي را از دست ندهيد و مطمئن باشيد اگر خواندن آن را از دست بدهيد... البته كه اتفاق خاصي نمي افتد.
اگر قرار بود لاست به سوالاتی که ایجاد کرده پاسخ ندهد و اینهمه تناقض را بی جواب بگذارد ، حتی مسعود دهنمکی هم می توانست همچین فیلمنامه ای را بنویسد!
سرعت مطمئنه!
بعضی وقتها سرعت اینترنت آنقدر پایین است که حتی دسترسی به صفحه « دسترسی به این صفحه مقدور نمی باشد» هم مقدور نمی باشد!
حکایت
بازرگاني را شنيدم كه صد و پنجاه كاميون بار داشت. شبي در جزيره كيش مرا به آفيس خويش آورد و همه شب نيارمید از سخنهاي پريشان گفتن كه فلان انبارم به تركستان و فلان بارم به هندوستان است و اين قباله فلان زمين است و فلان سهام را فلان ضمين. گاه گفتي خاطر اسكندريه دارم كه شلوار جينش خوش است. باز گفتي: نه، كه اوضاع گمرك مشوش است. سفر ديگري در پيش است. اگر آن كرده شود باقي عمر خود به ويلا نشينم و ماهپاره بينم. گفتم آن كدام سفر است؟ گفت: ترانسفر بازيكن پارسي به روم و تاك در چت روم برای بردن فرهنگ رومي به چين و جنس چيني به هند و فيلم هندي به يمن و نفت يمن به امريكن و مدل امريكن به فستيوال كن و پس از آن، ترك تجارت و سياست كرده و تا آخر عمر پناهندگي و اقامت دائم گرفتن در لندن.
آن شنیدستی که در السوالوادور
بارسالاری بیفتاد از موتور؟
مال و ملک مرد دنیا دوست را
یا که دامادش خورد یا مفت خور
گل مغرور، خار را خوار می نویسد...
چون با اين چيزهايي كه به من آموختي باعث شدي به هيچ كجا نرسم!
توضیح: این مطلب در سایت گل آقا هم منتشر شده بود
مکان: تاکسی
می گفت: پسر دائیم قراره بره آمریکا... دهنش سرویس، اسمش توی «آتاری» دراومده!